تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
412
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
او از زيباترين زنان ايران بود و چون بر تخت نشست چنين گفت : « روش ما همان روش پدر ما خسرو پيروزمند « 1 » خواهد بود و اگر كسى با ما به خلاف برخيزد خونش بريزيم « 2 » . » گويند در آن روزگار ، بزرگ ايرانيان فرّخهرمزد « 3 » سپهبذ خراسان بود و او كس فرستاد و از آزرميدخت خواستگارى كرد . آزرميدخت چنين پاسخ داد : « شهبانو را نشايد كه شوهر كند و من مىدانم كه تو در همهء روزگار خود خواستار آن بودى كه كام از من برگيرى ، اكنون در فلان شب پيش من آى . » فرخهرمزد چنان كرد
--> شاهنامه مكرر آمده است مثلا در 1359 و 1625 و 1696 ) . روشن نيست كه آيا « آزرمى » اسم معنى ديگرى از آزرم است ( در اين صورت پهلوى آن آجرميه مىشود ) و يا صفت از آزرم است ( در اين صورت پهلوى آن آجرميك مىشود ) . در مجموعهء تواريخ ارمنى بروسه ( ج 1 ص 87 ) « Azar - mic » آمده است ( ارمنىها در نامها بيشتر شكل قديمتر تلفظ را به دست مىدهند ) . اين شكل با شكل آجرميكيه در متن پهلوى مينوخرد ( 107 ، 2 ) صورت وصفى اين نام را مفروض مىسازد ، معنى اين نام بنا بر اين « دختر شرمگين » مىشود . ( 1 ) - پرويز ( رجوع شود به زيرنويس شمارهء 1 صفحهء 298 ، فصل هشتم ) . ( 2 ) - حمزهء اصفهانى ( ص 62 ) نيز مىگويد كه او زنى جلد و چابك بوده است و نيز گفته است كه او آتشكدهاى بنا نهاد ولى متأسفانه نام مواضعى را كه به دست داده است نمىتوان مشخص ساخت . بنا به گفتهء مجمل التواريخ ( چاپ طهران ص 83 ) آزرميدخت نزديك همدان قصرى ساخته است كه ويرانههاى آن در زمان مؤلف آن هنوز موجود بوده است . شايد اين همان موضع كوچكى نزديك كرمانشاه باشد كه ياقوت به نام او ذكر كرده است . اين زن به هر حال در زمان سلطنت كوتاهش نمىتوانسته است چنين قصرى را از آغاز تا انجام بسازد و مىتوان گفت شايد بناى اين قصر در زمان او به پايان رسيده بوده است . ما از بودن موضعى به نام اين زن در اين نواحى مىتوانيم بگوئيم كه قدرت او دستكم تا اين نواحى بسط داشته است . ( 3 ) - اين شخص پدر رستم سردار ايرانى است كه در جنگ قادسيه از عربها شكست خورد ( رجوع شود به مطالب آينده ) . ارمنىها كه نمىتوانستهاند « ف » فارسى را درست تلفظ كنند نام او را Choroch - Ormizd ضبط كردهاند ( سبئوس ، ژورنال آزياتيك 1866 ج 1 ص 222 ؛ بروسه ، مجموعهء تواريخ ارمنى ج 1 ص 87 ) حمزهء اصفهانى ( ص 62 و 152 ) نام پدر رستم را خرههرمز ضبط كرده است ( با اشتباهى كه مكرر با كلمات هممعنى آن خره و فر ، فرّخ روى داده است ، رجوع شود به صفحهء 314 ، زيرنويس شمارهء 4 ؛ همچنين صفحهء 407 ، زيرنويس شمارهء 1 . روايات جنگجويان عرب كه نامهاى ايرانى را با هم مخلوط مىكنند نام او را حتى فرخزاد نيز گفتهاند ( طبرى ، چاپ كوزهگارتن ج 2 ص 180 ) .